مرتضى راوندى
699
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
از جهت وضع اجتماعى خود و فروش نيروى كار خويش در مقابل مزد ، بزرگترين شباهت را به پرولتارياى صنعتى داشتند ، مىتوان به حساب اين نوع پرولتاريا درآورد ، اگر اين گروه انبوه در نظر گرفته شود ، آنگاه تخمين مىزنند كه هم در اين دوران مىتوان تعداد كارگران را به صدهزار بالغ دانست . . . بورژوازى صنعتى و پرولتارى صنعتى در نتيجهء نابهنجارى رشد سرمايهدارى در ايران ، نتوانست طى صد سال اخير چنان كه بايد رشد كند ، حتى موج سوم صنعتى كردن ايران در دوران رضا شاه نيز بعدها با ركود روبرو شد ، تنها در دوران ماست كه زمانه سدها را فرو شكست و در كشور رشد جوشان اين دو قشر مهم بورژوازى و پرولتاريا كه شاخص عمدهء جامعهء نوين سرمايه دارى است مشاهده مىشود . . » « 1 » يكى ديگر از نتايج رخنهء سرمايهدارى استعمارى ، در بازار ايران و دست يازى آن بر اقتصاد كشور ما ، بروز تحولات جدى در ده ، كشاورزى و قشربندى دهقانان و مالكان است ، جنبهء كالايى توليد كشاورزى ، طى دوران ناصر الدينشاه بزيان اقتصاد خود مصرفى و طبيعى فئودال ( پاترياركال ) در روستا و عشيرهء قرون وسطايى ما شدت يافت و بويژه محصولات جديدى مانند پنبه ، توتون ، چاى ، خشخاش ، نيشكر و چغندرقند ، در كنار توليد غلات كه به نوبهء خود جنبهء كالايى زيادى داشت ، وارد عرصه شد و برخى از رشتههاى زراعت سنتى را از ميدان بدر كرد در كنار ملاكان اشراف فئودال ، مالكان قوى از منشاء بازرگانان و كسبه و روحانيان و مأموران دولتى دست بخريد و اجارهء زمين زدند . . . اين مالكان با آنكه نوخاسته و داراى خصلت كاملا فئودالى نبودند ولى اين امر مانع از تجاوزات آزمندانهء آنها و تشديد وحشيانهء استثمار دهقانان نبود ، غصب املاك خالصه و موقوفه و تصرف عدوانى املاك خرده مالكان ، مراتع مشاع براى اين دوران و نيز دورانهاى بعدى امرى شاخص است ، گرفتن انواع بهرهء مالكانه ، نقدى و جنسى و بيگارى و سيورسات گوناگون نسبت به گذشته تشديد مىشود حتى در برخى نقاط ايران سيورسات تازهاى به ميان مىآيد و « تعليقههائى » صادر مىشود كه خريد آن لازمهء انتقال دهقان از دهى به دهى ديگرست ، چيزى كه در سراسر قرون وسطاى ما سابقه نداشته و شرع و عرف نيز آن را بطور رسمى نپذيرفته بود ، پيدايش محصولات تازه ، كالايى شدن بيشتر محصولات كشاورزى ، پيدايش قشر نوين مالكان ، تشديد استثمار و غصب املاك دهقانى و مراتع مشاع عشيرتى و رعيتى ، همه و همه به فقر و بىپاشدن دهقانان فقير و مهاجرت آنها از ده به شهر و يا حتى به خارج از كشور منجر شد . » « 2 » چنان كه در جلد دوم ، ضمن مطالعه در سياست خارجى ايران در عهد صفويه ديديم ، روابط سياسى ايران با اروپا ، از عهد شاه طهماسب ، رو به افزايش نهاد و نمايندگان بازرگانى و مذهبى از ممالك مختلف اروپا براى آشنايى با وضع اقتصادى ، منابع طبيعى و درجهء رشد اقتصادى و درآمد ملى و پايهء فرهنگ و معتقدات مذهبى مردم ، به ايران روى آوردند ؛ و غالب آنها پس از سالها اقامت در ايران ، حاصل مطالعات و تحقيقات خود را در زمينهء زندگى اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى و مذهبى ايرانيان به صورت كتابى ، منتشر كردهاند ؛ و امروز ما ، با مطالعهء آن آثار ، مىتوانيم به بسيارى از خصوصيات زندگى اقتصادى و اجتماعى مردم در آن ايام ، آشنا
--> ( 1 ) . همان كتاب از ص 98 به بعد . ( 2 ) . همان كتاب ص 100 به بعد .